این جانور بنا به ادعای سازندگان، در دو نوع يكي با طولعمر يكسال و يكي با طول عمر سهسال ساخته شده و در هفت مدل پهلوان (قرمز)، ماجراجو (نارنجي)، شاد (زرد)، آرام (سبز)، متين(آبي)، روحاني (بنفش) موجود است. قيمت این محصول هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفتهاند.
اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشد، مدفوع بسيار مختصري داشته و به غذاي كمي احتياج دارد. قد حدود بيست و قطر هفت سانتی متر بوده و جثه آن از اين بزرگتر نميشود. كاملاً درد رو حس ميكند ولي نميتواند اصوات بلند توليد كند. داري خون، عضله و استخوان است. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار شده و چشمهایش را باز ميكند.
دانشمندان انگليسي كه در نظر دارند سلولهاي انساني و حيواني را به منظور انجام تحقيقات در زمينه روشهاي درمان بيماريهاي حاد شونده با يكديگر تركيب كنند نگران متوقف شدن فعاليتهايشان هستند.
به گزارش سرويس فنآوري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دانشمندان انگليسي مدتهاست كه به دنبال كسب مجوز براي خلق جنينهايي هيبريد به وسيله وارد كردن سلولهاي انساني به درون تخمك خرگوش يا گاو هستند.
سه گروه از دانشمندان و محققان در لندن، ادينبورگ و نيوكاسل انگلي با ارائه درخواستهاي خود براي شبيه سازي جنين انساني به سازمان حقوقي نظارت بر توليد مثل و باروري انگليس در تلاشند مجوز آغاز خلق جنين هيبريدي را بگيرند كه گفته ميشود ٩/٩٩ درصد انسان و يك دهم درصد خرگوش يا گاو است.
در صورت صدور چنين مجوزي، اين محققان امكان خواهند داشت تا با خارج كردن هسته از تخمهاي حيوان و جايگزيني آن با سلولهاي انساني به هدف خود برسند.
|
بيماری - همشهری آنلاین-دکتر زهرا عباسپور: آنفلوآنزای پرندگان يك بيماري عفوني پرندگان است که ويروس آنفلوآنزای سویه A بوجود میآورد. پرندگان وحشي معمولاً ناقل سویههاي ويروس آنفلوآنزای با بيماريزايي پايين و كم خطر هستند. اما در پرندگان اهلي، اين ويروس ها دو شكل متفاوت بيماري را ايجاد ميكنند كه يكي از آنها شايع و ملايم و ديگري نادر و بسيار كشنده است. شكل ملايم بيماري اغلب تشخيص داده نميشود، اما ويژگي سویههاي داراي قابلیت بالای بيماريزايي، ایجاد بيماري شديد، ناگهاني و به شدت مسري است كه ميزان مرگ و مير ناشي از آن در طي 48 ساعت مي تواند به 100% برسد. بسياري از گونههاي پرندگان به ويژه پرندگاني كه در مناطق داراي آب و هواي مرطوب زندگي ميكنند، ناقل ويروسهاي آنفلوآنزای هستند. اردك، غاز، قو و مرغ دريايي مخازن طبيعي اين ويروس به شمار ميروند. ويروسهاي آنفلوآنزای پرندگان با شیوع کمتر پرندگاني كه در محيط زندگي انسان پرورش مييابند، نظير مرغهای اهلي، بوقلمونها، قرقاولها و طوطيها را نیز آلوده میکنند. تمامي زيرگروههاي ويروس آنفلوآنزای نوع A پرندگان وحشي را آلوده ميكنند. بيشتر زيرگروههاي اين ويروس از بيماريزايي پايينی دارند. اما دو زيرگروه H5 و H7 ميتوانند پس از چرخش در بين پرندگان اهلي به ويروس هاي بسيار بيماريزا جهش (تغيير ترکیب ژني) پيدا كنند. اين ويروسهاي آنفلوآنزا تا اواسط سال 2005 عموما براي پرندگان وحشي آبزي بيماريزا نبودند. |
جام جم آنلاين: جهش ژنتيكي باعث شده است اين اردك چهارپا به دنيا بيايد. اين اردك هشت روزه است و در نيوفارست در همپشاير ، 95 مايلي جنوب غربي لندن به دنيا آمده است.منبع: آسوشیتدپرس |
سكسكه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مكرر عضله ديافراگم. سكسكه يك علامت است و نه يك بيماري. در ايجاد سكسكه ديافراگم (عضله بزرگ و نازكي كه قفسه سينه را از شكم جدا ميسازد) و عصب فرنيك (عصبي كه ديافراگم را به مغز وصل ميكند) نقش دارند. تقريباً همه ممكن است دچار سكسكه شوند، حتي جنيني كه در رحم مادر است.
علايم
يك صداي تند و سريع كه در اثر گرفتگي ديافراگم از دهان خارج ميشود. اين گرفتگي، عضلات ته گلو را به هنگام دم ميبندد.
علل
تحريك اعصابي كه عضلات تنفسي، خصوصاً ديافراگم، را تحريك ميكنند. علت سكسكه كوتاهمدت معمولاً ناشناخته است. در صورتي كه سكسكه طولانيمدت باشد يا بهطور مكرر رخ دهد، امكان دارد به علل زير ايجاد شده باشد:
خوردن يا آشاميدن غذا يا نوشيدني داغ يا مواد تحريككننده
بيماريهاي پرده جنب (پرده نازكي كه روي ريهها را ميپوشاند).
ذاتالريه
اورمي (جمع شدن مواد زايد سمي در اثر نارسايي كليه)
الكلي بودن
مصرف بعضي از داروها
اختلالات معده، مري، روده يا لوزالعمده
حاملگي
تحريك مثانه
هپاتيت
گسترش سرطان از يك قسمت از بدن به كبد يا قسمتي از پرده جنب
سابقه عمل جراحي اخير، خصوصاً جراحي روي شكم

می دانیم که دلقک ماهی با ایجاد یک نوع رابطه هم سفرگی با شقایق دریایی خود را در میان بازو های شقایق دریایی مخفی میکند. این کار را فقط دلقک ماهی و damselfish ها قادرند انجام دهند .
در رابطه با اینکه چگونه دلقک ماهی از نیش خار های شقایق دریایی در امان می ماند چندین تئوری وجود دارد که جزئیات انها هنوز روشن نیست ولی بطور کلی می توان انها را در دو گروه قرار داد.
_ فرضیه اول بر این پایه است که احتمالا یک پوشش مخاطی ( slime ) که جنس ان بیشتر از قند است نه پروتئین باعث می شود که شقایق دریایی این نوع ماهی را طعمه یا غذا حساب نکند و در نتیجه با نماتوسیست های – خارهای گزنده –خود به دلقک ماهی حمله نکند .
عدهای بر این نظرند که پوشش موکوزی دلقک ماهی تقلیدی از پوشش موکوزی شقایق دریایی است _ این فر ضیه زمانی بیشتر تقویت می شود که می بینیم برای اینکه یک دلقک ماهی با گونه جدیدی از شقایق سازگاری پیدا کند چندین روز وقت لازم است در حالیکه برای سازش با شقایق دیگری از همان گونه قبلی هیچ نوع زمانی لازم نیست و سازش به سرعت انجام میشود .جالب است بدانید که همه گونه های شقایق های دریایی میزبانهای مناسبی برای دلقک ماهی نیستند و این شقایق ها در برخورد با دلقک ماهی ها به انها نیش زده و انها را می خورند .
- فرضیه دوم بیان می دارد که حر کات منحصر به فرددلقک ماهی که هیچ ماهی دیگری قادر به انجام ان نیست باعث می شود که شقایق در طعمه بودن انها شک کند و به انها حمله نکند . دلیل صحت این فرضیه اینست که نوزاد دلقک ماهی ها که فاقد پوشش موکوزی است – هنوز پوشش خود را نساخته است هم قادر است که خود را در میان بازوان شقایق دریایی حفظ کند ( هر چند نه به مدت طولانی ) – تا موقعی که بتواند پوشش موکوزی بسازد .
پس به نظر می رسد که دو عامل پوشش موکوزی و توانایی انجام حرکات منتحصر به فرد باعث می شود که دلقک ماهی از نیش تانتاکول های شقایق دریایی در امان بماند .
rubisco
چرا پس از خوردن يك وعده غذاي كافي احساس خوابآلودگي داريم؟ پژوهشگران دريافتهاند كه مقدار بالاي گلوكز خون، آن گونه كه پس از يك وعدهي غذايي كافي رخ ميدهد، گروهي از سلولهاي عصبي را خاموش ميكند كه در حالت عادي ما را بيدار و هوشيار نگه ميدارند.
از نگاه تكاملي خوابآلودگي ميتواند راهي براي بدن باشد كه به ما بگويد هنگامي كه غذاي كافي پيدا كرديد و خورديد، آرامش داشته باشد و انرژي خود را حفظ كنيد. اكنون اين يافتهي تازه به اين نگاه تكاملي معنا بخشيده است. اين سخن را دنيس بورداكوف، از دانشگاه منچستر انگليس، گفته كه رهبري اين پژوهش را داشته است.
بورداكف ميگويد:" از زماني دراز ميدانستيم كه آدمي و جانوارن ديگر پس از خوردن غذا خوابآلود ميشوند و از پويايي آنها كاسته مي شود، اما پيام عصبي كه اين رفتار را به راه ميانداخت، نميشناختيم." گروه پژوهشي بورداكف گروهي از سلولها عصبي را مطالعه كردند كه نورونهاي اوركسيني ناميده ميشوند. اين نورونها در هيپوتالاموس يافت ميشوند و پروتيينهايي به نام اوركسين توليد ميكنند و اين پروتيينها ما را بيدار نگه ميدارند. هنگام شب از فعاليت اين نورونها كاسته ميشود و اگر كار خود را به درستي انجام ندهند، آدمي نميتواند بيدار بماند.
پيش از اين، پژوهشگران نشان داده بودند كه گلوكز ميتواند نورونهاي اوركسيني را مهار كند، اما نميدانستيم كه آنها چگونه به گلوكز پاسخ ميدهند. گروه بورداكف نورونهاي اركسيني را در معرض تغييرهاي ميزان گلوكز، مانند آنچه كه طي چرخههاي روزانهي خوردن و گرسنگي در مقدار گلوكز خون رخ ميدهد، قرار دادند. سپس ميزان فعاليت نورونها را اندازهگيري كردند.
بورداكف ميگويد:" آنچه كه ما دريافتيم اين است كه فعاليت اين نورونها را با افزايش اندكي در ميزان گلوكز كه با وعدهي غذايي عادي ارتباط دارد، ميتوان كاهش داد." به نظر ميرسد گلوكز روي كانالها يون پتاسيم در غشاي نورونها اثر ميگذارد.
بورداكف بر اين باور است كه اين يافته ميتواند به ما بگويد كه چرا پس از يك وعدهي غذايي خوابآلود ميشويم و زماني كه گرسنه هستيم، خوابيدن براي ما دشوار ميشود، زيرا زماني كه مقدار گلوكز پايين است، فعاليت نورونها اوركسيني بالاست. به نظر او نورونهاي اوركسيني اطمينان ميدهند كه ما بيداريم و زماني كه گرسنه هستيم به ما هشدار ميدهند تا در پي غذا باشيم. زماني كه سير شديم، از فعاليت آنها كاسته ميشود تا انرژي خود را در جست و جوي غذاي بيشتر از دست ندهيم.
جزيره دانش
هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996 توسط دكتر Shiszar گزارش شد).
قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك Automictic Parthenogenesis (AP) است.