شرح بيماري |
| تب يونجه (رينيت آلرژيك) عبارت است از يك واكنش آلرژيك به مواد آلرژيزاي موجود در هوا كه چشمها، بيني، سينوسها، گلو، و لولههاي برونشي موجود در ريهها را گرفتار ميكند. البته نام اين بيماري گمراهكننده است، زيرا يونجه باعث واكنش آلرژيك نميشود و در اين بيماري تبي وجود ندارد. حملات رينيت آلرژيك در فصل گرده افشاني گياهان تشديد ميشود و با پايان آن فروكش ميكنند. |
| علايم شايع |
| عطسه مكرر؛ گرفتگي بيني همراه با خارج شدن ترشحات بيرنگ و شفاف خارش در سقف دهان خارش، اشكريزش گاهي خس خس سينه سوزش گلو |
| علل |
| دستگاه ايمني بدن پادتنهايي توليد ميكند كه باعث رها شدن يك ماده شيميايي به نام هيستامين ميشود. اين ماده نيز باعث ايجاد تورم و تحريك در نواحي حساس (بيني، سينوسها، چشمها) ميشود. مواد آلرژيزاي موجود در هوا كه ميتوانند موجب حساسيت آلرژيك شوند عبارتند از: مايتها (موجودات ريزي كه روي گرد و غبار موجود هستند). گرده گياهان علفي، گلها، چمن و درختان قارچها دود تنباكو و ساير آلايندههاي هوا گرد و غبار |
| عوامل افزايش دهنده خطر |
| سابقه ديگر واكنشهاي آلرژيك، مثل اگزما يا آسم سيگار كشيدن فصول بهار و پاييز. اكثر گياهان در اين فصل گرده افشاني ميكنند. سابقه خانوادگي آلرژي سركوب ايمني (به علت داروها يا بيماري). |
بيماري مياستني گراويس نوعي فلج ماهيچه اي است كه علت آن فعاليت ايمني بر ضد پروتئين هاي گيرنده هاي استيل كولين درسيناپس عصبي _عضلاني است اين بيماري مخصوص صفحات انتهايي عضلات مخطط است كه بيش تر زنان را گرفتار ميكند .ماكزيمم شيوع آن در دهه هاي سوم يا چهارم زندگي است ولي امكان دارد هر دوره اي از زندگي از بچگي تا پيري ديده شود .البته در افراد مسن مرد وزن به طور يكسان مبتلا مي شوند.
علائم باليني اوليه اين بيماري شامل : ضعف تدريجي و گرفتاري عضلاني است كه توسط اعصاب مغزي عصب مي گيرند. گرفتاري اين عضلات به گرفتاري پلكها ,دوبيني, اشكال در بلع و ساير علايم مغزي, مخصوصا اشكال در صحبت كردن و فلج عضلات تنفسي مي انجامد . اگر چه نوع خاص مربوط به گرفتاري چشمي نيز وجود دارد, ولي در بسياري از موارد, عضلات اندامها مبتلا مي شوند. معمولا با پيشرفت تدريجي, ضعف عضلاني با ازدياد فعاليت در انتهاي روز مشاهده مي شود . به نظر ميرسد در مياستني گراويس , يك پاسخ ايمونولوژيك عليه يك يا چند پروتئين از منطقه ی واسطه ی عصبي – عضلاني وجود دارد. بنابراين در افرادي كه بيماريهاي بافت همبندي , مثل ارتريت روماتوئيدولوپوس دارند, اين بيماري با شيوع بيش تري اتفاق مي افتد .
درسال 1973، پاتریک و لینداستروم ، با تزریق عصاره خالص پروتئین پس سیناپسی رسپتور استیل کولین در خرگوش ، نوعی بیماری شبیه به میاستنی گراویس ، مقدار زیادی آنتی بادی های در حال گردش علیه این پروتئین مشاهده شده است . همچنین ، شواهدی دال بر واکنش ایمنی سلولی علیه ACHR در بیماران مبتلا به میاستنی گراویس وجود دارد ، ولی به نظر می رسد، اهمیت این سازوکار از نظر پاتوژنتیک کمتر از آنتی بادی های در حال گردش می باشد.
اکثر روشهای موجود در درمان بیماریهای خود ایمنی ، بر محور ایجاد تغییراتی در پاسخهای ایمنی دور می زند .عمل جراحی برداشتن غده تیموس ، در خاموش کردن بیماری (20 تا 40 درصد) و یا بهبود بیماری در 20-40 درصد موارد، موفقیت آمیز است ؛ چرا که این غده می تواند حاوی گیرنده های استیل کولین به شکل کاملا آنتی ژنیک باشد. داروهای آنتی کولینستراز عمدتا برای درمان طولانی مدت به کار می برند.
روشهای درمانی دیگر , استفاده از داروهای ضدالتهابی کورتیکواستروئیدی است . استفاده از سرکوب کننده های ایمنی هم موثر است. البته در مواردی که بیمار با خطر مرگ مواجه باشد, از پلاسمافروز نیز استفاده می شود. شاید روزی برسد که بتوان هرگونه نقصی را در سلولهای بنیادی یا اعمال تیموس , با استفاده از پیوند مغز استخوان یا تیموس و یا بهره گیری از هورمونهای تیموسی برطرف ساخت .
وزوزگوش عبارت است از شنیدن صدائی غیر طبیعی در گوش یا درک آن در سر که معمولا به صورت زنگ می باشد.این حالت می تواند به صورت موقتی یا دائمی باشد.این حالت به دو دسته تقسیم می شود:نوع ذهنی و نوع عینی.در نوع اول صدا فقط توسط بیمار شنیده می شود ولی در حالت دوم می توان با روشهای خاص صدا را شنید.
اگر وزوز گوش خفیف باشد در حالت آرامش شنیده می شود ولی اگر خیلی شدید باشد در شنوائی فرد تداخل به وجود می آورد و حتی می تواند باعث عصبی شدن فرد و یا حتی خودکشی شود.(به جون خودم راست می گم ممکنه طرف خودش رو بکشه)این دو نوع از لحاظ علل هم با هم متفاوت هستند که در زیر به برخی از علل شایع اشاره می شود.
علل وزوزگوش ذهنی:
1-اختلال در گوش:وجود جرم گوش،عفونت گوش میانی یا وجود مایع در گوش،ایجاد آسیب به قسمت های گوش بر اثر فشار یا صوت شدید،پیرگوشی و اتواسکلروز(حالتی که در آن استخوانچه های گوش ثابت می شوند.)،پارگی پرده صماخ و بیماری منیر
2- داروها:آسپیرین با دوز بالا،ضد التهاب های غیر استروئیدی،جنتامایسین،مصرف برخی از قطره های گوش درصورت پارگی پرده گوش،ضدافسردگیها و آرامبخش ها ،فلزات سنگین(آرسنیک)
3-اختلالات متابولیک مثل کم کاری و پرکاری تیروئید،افزایش چربی خون و کمبئد ویتامن های بدن
4-مسائلی مثل ضربه مغزی و شکستگی جمجمه،آسیب به گردن،مننژیت،مولتیپل اسکلروز و فشار خون
5-اختلالات مفاصل فک تحتانی
6-مسائل روانی و افسردگی و استرس
7-بیماری هائی مثل کم خونی،افت فشار خون و یا شروع صرع یا میگرن.(ما در شروع صرع ممکن است یکسری علائمی داشته باشیم مثل وزوز گوش یا دربچه ها اضطراب که می تواند پیش درآمدی بر شروع تشنج باشد که به آن اورا می گویند.)
آدنوئيد يا لوزه سوم يك بافت لنفاوي مثل لوزه هاي كامي است كه در ديواره نازوفارنكس(قسمتي از حلق كه با بيني در ارتباط است) بوجود مي آيد.هيپرتروفي آن در سنين 5-4 سال و معمولا به دنبال يك عفونت ديده مي شود ولي ممكن است به طور مستقيم هم وجود داشته باشد.عوامل ديگري غير از عفونت هم در ايجاد آن دخيل هستند كه عبارتند از:
حساسيت،ارث و محيط

تقريبا تمام علائم بيماري مربوط به انسداد راه هوائي است.مشخص ترين علامت آن ،تنفس دهاني و التهاب مخاط بيني به صورت دائمي است.تنفس دهاني و در نتيجه خرخر كردن معمولا در موقع خواب خصوصا در حالت طاق باز،بارز و آشكار است.در موارد هيپرتروفي شديد ،دهان در طول روز نيز باز است.تنفس دهاني طولاني مدت بتدريج باعث ايجاد يكسري تغئيرات مي شود كه به آن قيافه آدنوئيدي(adenoid face) گويند.[دراين حالت كام سخت بيمار باريك و گود مي شود،چين هاي بين لبي صاف مي شوند،فك فوقاني به جلو برآمده مي شودو فك تحتاني طويل مي شود.صداي بيمار تو دماغي و گنگ شده ودهان بيمار بدبو مي شود.]به دليل تحريكات ناشي از ترشحات پس حلقي و يا هواي تنفس شده،معمولا سرفه هاي خشك و شبانه در اين افراد وجود دارد.
هر كسي مي داند كه ميوه ها داراي ويتامين هاي مفيد هستند كه براي بدن ما ضروري اند. اما ويتامين ها فقط يك قسمت كوچك از مواد مفيد ميوه ها هستند. كشفيات دانشمندان نشان مي دهد كه بسياري از ميوه ها از نظر كيفيت غذايي در مقام والايي قرار دارند و ما را در برابر بسياري از ناخوشي ها حفاظت مي كنند.
به
به بخصوص به شيرين اثر مثبتي بر مغز دارد. و از احساس افسردگي و بعصي از سردرد ها جلوگيري مي كند. قلب كبد و دستگاه هاضمه را تقويت مي كند. اشتها را زياد مي كند و بوي بد دهان را از بين مي برد. در زمان خون ريزي ، تهوع ، استفراغ ، خماري و تشنگي بسيار مفيد است. بهتر است به را در اندازه هاي كم يا پخته (بخار داده ) بخوريد. آب به بهمراه عسل براي سلامتي بسيار مفيد است.
انگور
انگور يكي از بهترين ميوه هاست، به طوريكه آن را يكي از مغذي ترين ميوه ها مي دانند. انگور خون را تصفيه مي كند. و ارگانهاي آشفته بدن را به حالت تعادل باز مي گرداند. انگور به تنفس نظم مي دهد و بدن را مستعد تنومندي مي كند. بهتر است بعد از خوردن انگور آب خنك ننوشيد زيرا مي تواند شما را به طور جدي اذيت كند.
انار
انار براي كبد و انواع هپاتيت مشكلات خواب سرفه و سينه درد بسيار مفيد است. صدا را صاف مي كند. و تمايل بدن به تنومندي را افزايش مي دهد. و صورت را شفاف مي كند.
هلو
هلو بدن را خنك و مرطوب مي كند و نتيجتاً در صورت خشكي و افزايش دماي اندامها مفيد است. هلو داراي خاصيت پاك كنندگي است و در از بين بردن مواد مضر در بدن كمك مي كند. كساني كه سيستم عصبي ضعيف دارند توصيه شده است هلو را در مقادير كم مصرف كنند.
گلابي
گلابي شيرين رسيده و تازه براي زمانيكه شكم بي نظم كار مي كند بسيار مفيد است. گلابي بهتر از سيب گوارش مي شود و داراي اثر مثبت در مغز است. روحيه را تقويت مي كند و براي افسردگي مفيد است. گلابي به هضم غذا كمك مي كند و به عنوان يك درمان خوب براي قارچ سمي توصيه شده است.
هندوانه
هندوانه خون را رقيق مي كند و كل بدن را مرطوب مي سازد. به آساني هضم مي شود و استعداد تنومندي را افزايش مي دهد. هندوانه يك داروي مدر خوب است.
سيب
انواع سيب براي هر كسي مفيد است. سيب داراي اسيد سيتريك ، تانين و مواد معدني (پتاسيم، منيزيم، آهن، گوگرد، منگنز و فسفر) و پكتين است. سيب به ترشح غدد هضم كننده غذا كمك مي كند و به همين دليل است كه توصيه مي شود 20 تا 30 دقيقه قبل از وعده هاي غذايي ميل شود. سيب پخته تحرك شما را تسهيل مي كند و غذايي كامل است. دانه سيب داراي مقدار زيادي يد است به طوريكه 5 تا 6 دانه سيب براي مصرف روزانة يد شما كافي است.
موز
موز با ميوه هاي ديگر تفاوت دارد و اين بخاطر كيفيت بالاي نشاسته اي است كه دارد. موز براي ناراحتي هاي دستگاه گوارش توصيه شده است. بعضي از افرادي كه در حال رژيم هستند موز را به عنوان صبحانه مصرف مي كنند. موز رسيده بسيار خوب است در حاليكه موز سبز نارس مي تواند براي سلامتي شما بسيار مضر باشد.
ليمو
ليمو تقريباً براي همه چيز خوب است: سردرد ناشي از گرما، سرگيجه ، خماري، گلودرد، تند دلي و تشويش ، استفراغ و حالت تهوع. ليمو براي افرادي كه مشكلات عصبي و كساني كه سرفه هاي ناشي از سرما خوردگي دارند مضر است. سردرد با ماليدن گوشت ميوه آن به پيشاني ممكن است برطرف شود.
نوک اردکی Platypus که در زبان لاتین به معنای پهن پا میباشد و نام فارسی آن نوک اردکی یا ارنی ترنگ است وقتی دانشمندان انگلیسی در سال 1799 آنرا یافتند. نامش را کبک گذاشند زیرا شبیه بسیاری از حیوانات بود. ولی هیچیک آنها به شمار نیامد. این جانور دارای منقار اردک ، دم سگ آبی و پوستی پر پشت است. مانند پرندگان تخم میگذارد ولی مانند پستانداران به بچهاش شیر میدهد. محل زندگی این حیوان در شرق استرالیا و جزیره تالمانی است سوراخهای بین این حیوان در جلو منقارش است. از اینرو میتواند مدتها در زیر آب بماند زیرا فقط سر خود را اندکی بیرون از آب نگه میدارد و تنفس میکند. پنجههای جلو پلاتی پوس پرهدار است و همین امر شنا کردن آنرا آسان میکند اما چون به خشکی میآید پرده هایش در زیر پایش جمع میشود و در عوض چند پنجه نمایان می شود.
پلاتی پوس ماده 1 تا 3 تخم می گذارد این تخمها را بوسیله دم خود به بدنش می چسباند و آنقدر همراه خود نگه میدارد تا نوزادان بیرون بیایند نوزاد پلاتی پوس در حالی که دندان در دهان دارد به دنیا میآید و از شیر مادر تغذیه میکند و به زودی دندانهای نوزاد میریزد و به جای آن از تکههای سفت و شافی کنارههای منقار خود استفاده میکند در جهان تنها پستاندار زهردار پلاتی پوس است. غدههای زهریاش نزدیک رانهایش قرار دارد و زهر را از طریق مجرایی به سیخکهای پای عقب حیوان میفرستد زهرا و شبیه زهر مار است و گویا در فصل جفت گیری برای از بین بردن رقیب از آن استفاده میکند یعنی برای بدست آورد جفت دلخواه خود پلاتیپوس شبها به شکار کرم خاکی ، حشرات آبی ، خرچنگ آب شیرین میپردازد و در روز در لانه خود که در زیر گل و لایاش بر میبرد.
شبکه رشد
منبع عکس
آناکوندا: این مار در مناطق گرمسیری آمریکای جنوبی زیست میکند و طولش 8 متر است.
پیتون هندی و پیتون صخرهای: که اولی در شبه جزیره مالایا و دومی در آفریقا زیست میکند طولشان به 5.7 متر میرسد.
پیتون الماسی: که به سرزمین استرالیا و گینه نو تعلق دارد و تا 7 متر رشد میکند.
کبرا: که بزرگترین مار زهری دنیاست و طولش 6 متر است.
بوآ: که محل زیست این جانور در مکزیک - جنوبی- آمریکای مرکزی و امریکای جنوبی است و طولش حدود 5 متر است.
به لحاظ وزن آناکوندا سنگینترین مار است که حدود 170kg وزن دارد، یعنی 50kg سنگینتر از پیتون.
شبكه رشد

این ماهی تنها نوعی هست که میتونه در هوا پرواز کنه و دانشمندان معتقد هستن که این موجود، یک شاهد و مدرک محکم برای اثبات نظریه تکامل ماهیان به پرندگان هست. این ماهی در خلیج همیشه فارس و دریای عمان به وفور یافت میشه ولی ارزش غذایی نداره و تصادفا در تورهای صیادی به دام میفته.
اسامی :
نام علمی : Exocoetus oligolepis
نام انگلیسی : Largescale flyingfish
نام فارسی : ماهی پرنده پولک درشت
اندازه :
حداکثر طول استاندارد ۲۰ سانتیمتر می باشد.
مشخصات :
بدن کشیده و استوانه ای شکل، پوزه کند و دهان کوچک، فکها فاقد دندان و یا دارای دندان های بسیار ریز است. فاقد شعاع تیز در باله هستند. باله سینه ای بلند بوده تا بخش ابتدایی باله پشتی ادامه می یابد، باله شکمی نیز اغلب بزرگ است. باله دمی کاملا شکافدار و بخش تحتانی آن از بخش فوقانی بلندتر است. ماهیان جوان از نظر ظاهری کاملا با بالغین متفاوت هستند بطوریکه در افراد جوان باله های سینه ای کوچک بوده و همچنین دارای سبیلهای برجسته میباشد و باله پشتی نیز در افراد جوان بلندتر است.
زیست شناسی :
به راحتی میتوانند در سطح آب پرواز کنند و با باز کردن باله های سینه ای و گاهی اوقات با باز کردن باله های شکمی قادر به انجام این عمل هستند و به همین علت به ماهیان پرنده موسوم اند. از نظر تغذیه ای پلانکتون خوارند. تخم ها در آب گذاشته میشوند و بوسیله پیچک های چسبان به اشیاء شناور شبیه جلبک های دریایی چسبیده و شناور می مانند.
شبكه رشد
«تار عنکبوت» فقط از یک نوع ماده تشکیل نشده است. گونههای مختلف «عنکبوت» انواع مختلفی از «تار» را تولید می کنند. بعضی از گونهها هفت نوع «غده»ی مختلف دارند که هرکدام از این غدهها یک نوع تار متفاوت تولید میکند. هر نوع «تار» کار خاصی را انجام میدهد.
تارهای مختلف ویژگیهای فیزیکی
(مانند: قدرت، سختی و کشسانی) متفاوتی دارند ولی تمام آنها نسبت به سایر مواد طبیعی و مصنوعی بسیار قوی هستند.«تار عنکبوت» یک مادهی «کمپوزیت» است، که از دو پروتیین مختلف ساخته شده است. هر کدام از این پروتیینها سه بخش مختلف با خصوصیات متفاوت دارند. یکی از این بخشها یک مادهی زمینهی بیشکل (Noncrystaline) ایجاد میکند که بسیار «کشسان» است و باعث کشسان شدن تار عنکبوت میشود.
وقتی یک حشره با تار برخورد می کند، کش آمدن این مادهی زمینه باعث میشود که تار عنکبوت بتواند انرژی سینتیک پرواز حشره را جذب کند.
در میان بخش بیشکل هر دو پروتیین، دو بخش کریستالی جای گرفتهاند که باعث سفت و محکم شدن تار عنکبوت میشوند. هر دو بخش کریستالی تاخوردگیهای زیادی دارند و در مقابل کشش مقاومت میکنند، اما یکی از آن ها سخت و صلب است.
تاخوردگی های بخش کریستالیِ دارایِ سختیِ کمتر، هم درون تاخوردگیهای بخش کریستالی سختتر جا گرفتهاند و هم با بخشهای بیشکل پروتیین اندرکنش دارند؛ بنابراین همانند لنگر بخشهای کریستالی سخت را به مادهی زمینه متصل میکنند.
مادهی کمپوزیتی که از این پروتیینها ساخته شده است هم قدرت و سختی زیاد دارد و هم کشسان است.
شبكه رشد
گروهي از محققان با بازنگري دربارهي زندگي مورچگان به اين نتيجه رسيدهاند که اين موجودات خستگيناپذير ميتوانند با شمردن قدمهاياشان دوباره مسير برگشت خود را پيدا کنند حتي اگر در مسير حرکتاشان موانعي نيز وجود داشته باشد.

تئوريهاي بسياري محققان را بر آن داشت که شايد اين سختپوستان به يک وسيلهي اندازهگيري طبيعي مجهز باشند که به آنها اجازه ميدهد قدمهاي خود را بشمارند.
محققان عنوان ميکنند که اين سيستم خودکار قدمشماري به سيستم عصبي او وابسته است و هربار مورچه به خانه برمي گردد اين سيستم پاک ميشود تا دوباره از نقطهي مبدأ مسير ديگري را طي کند.
محققان در آزمايشي، دو گروه از مورچگان را که گروه اول پاهاياشان کوتاه شده بود و گروه دوم کاملاً سالم بودند در مسيري قرار دادند.
گروه اول پس از طي مسير در نيمههاي جاده متوقف شدند؛ ولي گروه دوم به راه خود ادامه دادند تا به نقطهي شروع رسيدند.

مورچگان هميشه مسير تابش نور خورشيد را ملاک جابهجايي خود ميدانند و از اين طريق راه برگشت را پيدا ميکنند و نيز در مسير حرکت خود مادهاي ترشح ميکنند که به آنها کمک ميکند مسير خود را شناسايي نمايند.
«ماتياس ويتلينگر» از دانشگاه زوريخ به اين نتيجه رسيد که قدم برداشتن مورچگان و شمردن قدمها تا رسيدن به منبع غذايي و برگشت، نوعي حساب و کتاب دارد. محققان، اين علم پيدا کردن مسير را «حافظهي ديداري» مينامند. مورچهها با بهياد داشتن چيزي که در مسير حرکت به آن برخورد کردهاند قادر به طي کردن و حتي برگشت به نقطهي آغاز هستند.
حتي موقعي که مورچگان غذايي را پيدا ميکنند ميتوانند مسير را به ديگران هم ياد بدهند. محققان در نظر دارند اين اندازهگيري مورچگان را - که نوعي اندازه گيري بيولوژيکي است - بهاثبات برسانند.
شبكه رشد
برای توضیح این پدیده 3 فرضیه مطرح شده است:
هرچه وزن شما بيشتر شود، بافت چربي شما نيز بيشتر مي شود. اين بافت براي زنده ماندن نياز به اکسيژن و ساير مواد غذايي دارد که بايد توسط جريان خون تأمين شود.
هر چه نياز به اکسيژن و مواد مغذي بيشتر شود، حجم خون و مقدار فشاري که روي سيستم گردش خون وارد مي شود، افزايش مي يابد و هر چه حرکت خون در سيستم گردش خون بيشتر شود، فشار بيشتري بر ديواره ي سرخرگ هاي شما وارد مي شود.
علاوه بر اين، چاقي باعث افزايش سطح هورمون انسولين در خون مي گردد که اين هورمون علاوه بر کنترل قند خون، باعث نگه داشتن آب و نمک در رگ ها مي شود که اين خود باعث افزايش حجم خون مي گردد.
همچنين چاقي باعث افزايش تعداد ضربان قلب و کاهش ظرفيت عروق براي جابجايي خون مي شود که تمام اين عوامل باعث پرفشاري خون مي گردد.
چاقي عامل اصلي ايجاد ديابت نوع 2 مي باشد، زيرا افزايش چربي باعث افزايش مقاومت بدن به اثر هورمون انسولين مي شود. لذا اين هورمون نمي تواند با مقادير نرمال قبلي، وظيفه ي خود را که کنترل قند خون است، به درستي انجام دهد و قند خون بالا مي رود که خود يکي از عوامل مهم خطر براي سلامتي فرد است.